نکاتی پیررامون رابطه ی دولت و ملت

نکاتی پیررامون رابطه ی دولت و ملت مرز بندی میان دولت و ملت زمانی به شکاف تبدیل می شود که دولت با اینکه از دل ملت برخاسته است از مردم فاصله بگیرد و فضا را به سوی ارباب رعیتی سوق بدهد، این بدترین و مبتلا به ترین خُلقی است که بدنه دولت ها را بیمار می کند. جالب این است که این شکاف معمولا از سوی دولت عمیق تر می شود که سر انجام آن سرنگونی است زیرا هیچ ملتی علاقه به سلطه استعماری ندارد اما گاهی بی ظرفیتی های مسوولین و جو گیری های آنان اوضاع را نا مطلوب می کند.

این نکته نباید فراموش شود که دولت کارگزار مردم است، و مردم کارفرمای دولت می باشند که در این قاعده ناگزیر دولت باید به تعهدات و وظایفی که پذیرفته پایبند بوده و به نحو احسن خدمتگزار مردم باشد، گر چه در راس دولت رئیس جمهور داوطلبانه متعهد شده است که به مردم و کشور خدمت کند، اما باید توجه داشت که تمام مسوولین دولتی از بیت المال حقوق و مزایا دریافت می کنند و مردم ولی نعمت آن ها می باشند، پس منّت گذاشتن بر سر مردم به خاطر انجام وظیفه کاملا بی معنی و خلاف اخلاق است، البته این رابطه متقابل بوده و مردم نیز باید حامی خدمتگزار خود باشند، اما همچنان باید توجه داشت که خواست و اراده ی مردم اصل و محور می باشد.

اگر دولت به تمام وظایف و تعهدات خود جامه ی عمل بپوشاند، در مقابل حمایت های گوناگون مردمی تازه یر به یر و بی حساب شده است، و به به و اَه اَه زمانی به جا می باشد که دولت یا بیشتر از وظایف خود خدمت نموده و یا در انجام وظایف کوتاهی کرده است، البته حمایت از دولت در سختی هایی که بر سر راه او است وظیفه ی مردم می باشد، اما اگر خلل و مشکل در خود دولت باشد اینجا دیگر جای حمایت از رویه ی غلط و عملکرد بد نیست، بلکه جای تذکر و نقد است، و دولت باید این تذکر و نقد را از کارفرمای خود بپذیرد و در صدد رفع مشکل برآید، نه اینکه در مقابل خواست و اراده ی مردم مقاومت کند و دست به کارشکنی بزند.

لازم به ذکر است که تجلی گاه خواست و اراده ی مردم مجلس شورای اسلامی است، که وکلای ملت بوده و ناظر بر عملکرد دولت می باشند.
حال خارج از مباحث تئوری و در دنیای واقعی گاهی دولت ها خود را با اینکه از بطن مردم برخاسته اند مافوق مردم می پندارند و با بستر سازی مزدوران و جاهلان ذی نفع فضای ارباب رعیتی حاکم می شود، که در این فضا دیگر امیدی به تحقق یافتن خواسته های مردم نیست. در پایان شایان ذکر است که عرض کنم به فرموده خداوند متعال: (إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ)[قرآن کریم سوره ی مبارکه ی رعد آیه شریفه ۱۱] خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنها خود را تغییر دهند؛ اگر در میان مردم ارزش های الهی و انسانی ملاک و عقلانیت حاکم باشد افراد شایسته برای اداره ی جامعه برگزیده می شوند اما اگر این ارزش ها و تعقل در میان مردم کم رنگ شوند جامعه حاکمیت بدترین ها را خواهد پذیرفت.

Comments

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.