دو استراتژی برای یک هدف ایدئولوژیک

دو استراتژی برای یک هدف ایدئولوژیکیک هدف و دو روش!؟ یا به عبارتی دیگر دو راه و یک مقصد؟!
نقطه ی اشتراک سران آمریکایی با یکدیگر در سیاست بین الملل و کلان جهانی، استثمار دوست و دشمن و اگر نشد نابود کردن آنان به طور کامل است، و برای رسیدن به این هدف قائل به دو روش سخت و نرم هستند که در ادامه عرض خواهیم کرد، بهترین نقطه اتکا برای مستدل بودن این حرف نیز تاریخ آمریکا در عرصه ی روابط بین الملل می باشد، و این نگرش طاغوتی ریشه در مبانی ظالمانه و غیر انسانی آنان دارد که خود را ارباب جهان و مابقی بشریت را نوکران خود می پندارند و با اینکه چندان پیشینه ای در اصل پیدایش تمدنی ندارند در همه ی زمینه ها خود را نسبت به تمام بشریت افضل و برتر می شمارند.

حال با این سابقه ی ننگین بعضی از افراد فریب پیشرفت صنعتی این کشور را می خورند و ساده لوحانه می پندارند هر کس ماشین با کلاس سوار شود انسان تر است!!! در حالی که ایدئولوژیست های مبانی آمریکایی ارزش های انسانی را تحریف و جایگاه انسان ها را به لجن کشیده اند تا جایی که با افتخار ۸۹ در صد پورن و سکس دنیا را در اختیار دارند!؟! بگذریم، هدف کلان آمریکا مکیدن خون دیگر کشور ها و اگر نشد نابود کردن و به زانو در آوردن آنان است اما برای عملیاتی کردن این هدف دو رویکرد و دیگاه میان سران این کشور وجود دارد که عبارتند از:

۱: روش سخت؛ جنگ، حمله ی نظامی و اشغال فیزیکی آن کشورها

۲: روش نرم؛ نیرنگ (که امروزه با عنوان دیپلماسی از آن نام می برند) نفوذ به درون و کلید زدن براندازی.

حال جای تعجب اینجا است که بعضی شبهه روشنفکران غرب زده تصور می کنند که با تغییر روش هدف نیز تغییر کرده است و می پندارند دشمنی زمانی معنا پیدا می کند که به ما حمله ی نظامی شود و جان و ناموس و دین ما را به تاراج برند!؟! این تغییر روشها نیرنگی بیش نیست و هدف هنوز نابودی و به زانو درآوردن ملت ها است، البته این بحثی که بنده مطرح می کنم مانند اجتهاد در کنار نص است مثل اینکه در روز روشن برای اثبات تابش خورشید استدلال بیاوریم!!! ولی خب هستند هنوز کسانی که شیفته و دلباخته ی غرب اند و متأسفانه مسئولیتی نیز در نظام مقدس جمهوری اسلامی دارند و چشم بر روی بدیهیات بسته اند!؟!

در ایدئولوژی سردمداران آمریکا که فرماندهی مستکبرین را بر عهده دارند جمهوری اسلامی ایران و تفکر حاکم بر آن بزرگترین خطر برای بشریت است، البته بسیاری از آنان نیز بنده ی منافع شخصی به هر قیمتی هستند و معیارشان در جناح بندی حق و باطل هوای نفسشان می باشد و می دانند که در طریق باطل قرار دارند اما حاضر نیستند که حق را بپذیرند.

Comments

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.