یکی از مسائل مهم مورد مناقشه در خصوص مذاکرۀ با آمریکا این است که آیا این مذاکرات مبتنی بر أمر و دستور رهبری است یا مبتنی بر إذن و اجازۀ ایشان؟
سؤالی که پیش میآید این است که اساساً در این مسئلۀ به خصوص چه فرقی بین أمر و دستور رهبری با إذن و اجازۀ ایشان و مسائل مترتب بر آنها وجود دارد؟
مکتب اسلام و جغرافیای ایران چنان بر هم منطبق شدهاند که دفاع از هر کدام مستلزم دفاع از دیگری و آسیب به هر کدام منجر به آسیب دیگری خواهد بود. عامل اصلی این انطباق نیز چیزی نبوده و نیست جز مردم! مردم آزاده و مسلمانی که از میان آنان علمای متّقی و مجاهدی همچون امام خمینی کبیر برخاستهاند که موجب اعتلای اسلام و ایران شدهاند.
(تبیین باید صریح و روشنگر و ناظر بر واقعیات خارجی باشد نه کلیات ابوالبقاء)
برخی دغدغهمندان و دلسوزان تأکید میکنند که در جهاد تبیین و روشنگری بحث را بر سر اشخاص نبریم؛ این حرف اگر به معنای شخصی و جناحی نکردن مسائل باشد بسیار درست است اما اگر به این معنا باشد که از شخصیت(مجموع عقاید، تفکر، مواضع و عملکرد) افراد سخن (نقد و تمجید و...) نگوییم شدیداً غلط است.
مفهوم و عنوانی که آیت الله شهید شیخ فضلالله نوری رضوان الله علیه در عصر مشروطه بر روی آن ایستاد «مشروعه» بودن مشروطه بود و جان خود را نیز برای این وصف و حدّ شرعی مشروطه یعنی مشروعه بودن آن پرداخت. البته این قید مشروعه صرفاً یک وصف و تعبیر زینتی نبود بلکه سنگ بنا و ستونی بود که بنای مشروطه را در جهت سعادت دنیوی و اخروی ملت قوام میبخشید.
اجازه بدهید شرح این قصۀ پر غصه را ابتدا در کالبد یک حکایت بیان کنم باشد که به قدر پر کاهی موجب تأمل منجر به تحلیل و تجویز دقیق بشود...
روزی #فرماندهای به همۀ اهالی شهر خصوصاً #سربازان دستور داد: «این روزها وظیفۀ همۀ شما این است که آب تهیه کنید تا #مخزن شهر را پر از #آب کنیم چون شدیداً به آب نیاز داریم!»