ویرانی غزه و لبنان، شهادت سران حزبالله و حماس و سقوط سوریه عوامل مختلفی دارند که برخی از آنها خارج از ارادۀ ما بوده و هستند
چیزی که مهم است درست فهمیدن و قاطع و به موقع عمل کردن در مورد آن بخشی از عوامل ویژه است که به ما مربوط بوده و هستند
خصوصا حرکت در افقی که ولی امر ترسیم میکنند!
خطر اصلی جریانات سوریه در رویکرد تکفیری یا لیبرالی آنان نخواهد بود بلکه در عدم دشمنی با اسرائیل و بازی در پازل نظام سلطه خواهد بود.
مطالبه و خط رسانهای ما باید این باشد که جریانات سوری اگر دغدغۀ مردم و کشور را دارند باید نسبتشان را با اسرائیل مشخص بکنند...
غزه ویران شد، کشتار اوج گرفت، سران حماس و حزب الله را زدند، سوریه سقوط کرد! اصلا ناامید نشوید که پیروزی با ما است.
بـــه شـرط اینکه شدیدا؛
از کسانی که در یک سال اخیر با تحلیلهای تخدیری عدم امکان رخدادهای فوق را به افکار عمومی حقنه میکردند فاصله بگیریم!
تا چشم کار میکند خسارتهای تعلل دیده میشود اما اثر خاصی از خسارت به خاطر شتابزدگی روئیت نمیگردد!
چرا؟ چون؛ نفوذیها و سادهاندیشان تعلل را صبر و تعجیل را شتابزدگی فهم و ترجمه و جلوه داده و تجویز کردند!
صبر در مقابل جزع است نه در مقابل تعجیل! تعجیل گاهی واجب است.
آیا کسی آیهای، روایتی، دلیل عقلی یا حتی مستند مجربی مبنی بر اثرگذاری مواجهۀ طنزپردازانه جهت مقابله با ظلم و فساد دارد؟
آیا مواجهۀ طنزپردازانه با ظلم و فساد موجب قبح زدایی از آنها و سست شدن مخاطب در مقابله با ظالمین و فاسدین نمیشود؟
پرسشهایی جهت تـأمل، گفتگو، اصلاح و پیشرفت