(تبیین باید صریح و روشنگر و ناظر بر واقعیات خارجی باشد نه کلیات ابوالبقاء)
برخی دغدغهمندان و دلسوزان تأکید میکنند که در جهاد تبیین و روشنگری بحث را بر سر اشخاص نبریم؛ این حرف اگر به معنای شخصی و جناحی نکردن مسائل باشد بسیار درست است اما اگر به این معنا باشد که از شخصیت(مجموع عقاید، تفکر، مواضع و عملکرد) افراد سخن (نقد و تمجید و...) نگوییم شدیداً غلط است.
اجازه بدهید شرح این قصۀ پر غصه را ابتدا در کالبد یک حکایت بیان کنم باشد که به قدر پر کاهی موجب تأمل منجر به تحلیل و تجویز دقیق بشود...
روزی #فرماندهای به همۀ اهالی شهر خصوصاً #سربازان دستور داد: «این روزها وظیفۀ همۀ شما این است که آب تهیه کنید تا #مخزن شهر را پر از #آب کنیم چون شدیداً به آب نیاز داریم!»
مواضع و عملکرد ضد حرکت انقلاب و جمهوری اسلامی مسئولان دولت ناانقلابیهای غربزده نه جای تعجب دارد نه گلایه «از کوزه همان برون تراود که در اوست».
آن چیزی که جای تأمل و گلایه دارد انفعال شدید بسیاری از خواص جبهۀ انقلاب است که بسترساز تشدید خسارات و هدایت هزینهها به سمت رهبری شده است!
جبهه متشکل از محورها، خاکریزها، سنگرها، مأموریتها و نیروهای مختلفی مانند دیدهبان، تکتیرانداز، بیسیمچی، توپچی، تدارکات و... است.
کار جبههای این نیست که همه به یک نوع فعال باشند بلکه باید فعالیت اختصاصی هر کسی تقویت کنندۀ فعالیت دیگران در جهت تحقق امر فرمانده باشد.
جنگها دردهای زایمان تاریخ هستند که زیر و زبر کنندهٔ دول و ملل و حتی تمدنها و امتها میباشند.
اینکه مولود جنگ برای طرفین چه خواهد بود شدیدا به پیروی مردم و خواص از رهبرشان بستگی دارد...
اقتضاء نزدیک قله بودن تیز شدن لبههای درگیری و باریک شدن مرزهای صعود و سقوط است!