فردی نمیدانست که تعهد و تخصص ندارد لذا در شرایطی حساس نامزد مسئولیت سنگینی در حد ریاست جمهوری کشوری ویژه شد!
افرادی نیز بخاطر حسی که ناشی از جنگ نرم دشمنانشان بود حاضر شدند هر فردی غیر از فرد نزدیک به نظام مستقر را انتخاب کنند!
اکنون آن فرد استخوانی در گلوی نظام و لای زخم مردم شده است!
به بهانۀ حواشی مصاحبۀ کارلسون با پزشکیان...
بعضی افراد حتی دلسوز به گونهای برخی مواضع خام و ضعیف و حتی خطرناک آقای پزشکیان و دولت وفاق را تفسیر و حمل بر هوشمندی راهبردی میکنند که آدمی به شک میافتد که این عزیزان در مورد پزشکیان و دولتش سخن میگویند یا در مورد لقمان حکیم و کابینۀ سلیمان نبی ع!
مسئول باید مایۀ افتخار کشورش باشد نه اینکه تبدیل به استخوان در گلو و خار در چشم و سنگ پیش پا بشود!
مواضع و عملکرد خوب یک مسئول وظیفۀ او است لذا تعریف ندارد... البته اگر عالی بود قابل تمجید است...
آقای پزشکیان! در اموری که به حکمت آن التفات و جوانب آن اشراف ندارید لطفا سکوت پیشه کنید.
چیزی که ضدانقلاب را پریشان میکند این است که جریان انقلابی در احمدینژاد گیر نکرد لذا به رئیسی رسید.
اما جریان ناانقلابی و غربگرا در امثال خاتمی گیر کرد لذا دچار پزشکیان شد!
وسط بازان التقاطی نیز که همچنان سر این سفره میخورند و زیر آن علم سینه میزنند تا که حاجت روا شوند.
گویا تیم آقای پزشکیان از مرحلۀ ندانستن و نتوانستن عبور کرده و وارد مرحلۀ نخواستن شده است!
صراحتا به آقای پزشکیان و اطرافیانش هشدار میدهیم که با اعصاب ملت و منافع ملی و... بازی نکنند!
مردم کسانی که نمیدانند را آگاه، کسانی که نمیتوانند را کمک ولی کسانی که نمیخواهند را حذف میکنند!