یکی از مسائل مهم مورد مناقشه در خصوص مذاکرۀ با آمریکا این است که آیا این مذاکرات مبتنی بر أمر و دستور رهبری است یا مبتنی بر إذن و اجازۀ ایشان؟
سؤالی که پیش میآید این است که اساساً در این مسئلۀ به خصوص چه فرقی بین أمر و دستور رهبری با إذن و اجازۀ ایشان و مسائل مترتب بر آنها وجود دارد؟
دیپلماسی فقط یک اقدام و کنش ایجابی نیست که ما آن را تحت هر شرایطی منحصر در انجام مذاکره بدانیم... گاهی قطع قاطع مذاکره یک اقدام راهبردی دیپلماتیک محسوب میشود!
خصوصا با دولتی سفاک و جنایتکار و بدعهد که اساسا وقتی به مذاکره روی میآورد که توان جنگ نداشته باشد! و دیپلماسی را محملی برای تحمیل اراده میداند نه تفاهم و توافق منصفانه!
امام خامنهای عزیز:«اگر مذاکرهای باید انجام بگیرد واقعا -جای مذاکره نیست- اگر بنا شد مذاکرهای انجام بگیرد، تعیین نتیجۀ مذاکره از قبل، یک کار غلط و ابلهانهای است».
توجه کنیم که طرف ما در مذاکرات جاری نه چند دولت و نه بخشی از جامعۀ ملل و نه حتی یک نهاد بینالمللی نیست! بلکه یک دولت مستکبر و متجاوز و... است که همواره در تهدید و تحریم و... ما از هیچ چیزی دریغ نکرده است!
برخی مدام مشغول دستاورد نمایی از تعیین زمان و مکان مذاکره هستند در حالی که با این کارها، خسارات اصل و نفس مذاکره با آمریکا برطرف نمیشود! صرف پذیرش مذاکره با چنین دولت جنایتکاری یعنی کرنش و پیام ضعف!
با ادامۀ جا زدن نام و آمار تروریستها و اوباش در میان شهدا و مظلومین آن هم به اسم افزایش وفاق! اتحاد مقدس را مخدوش نکنید!
هر کسی که این کار را ادامه دهد و یا در مقابل آن سکوت کند از بلاهت به سمت خیانت میل کرده است لذا اقدامش قابل گذشت نیست!
ماجرای اپستین فقط یک ماجرای عجیب، هولناک، رازآلود و هیجانی نیست که به آن پرداخته و انگشت حیرت به دهان بگیریم!
این ماجرا باطن غرب وحشی است که با هزاران لایۀ کاغذ کادو از جنس هنر و صنعت و فناوری و... پنهان و حتی بزک شده است!
حضور پرشور مردم در حماسهٔ ۲۲بهمن۴۰۴ آن هم بعد از دسیسههای دشمنان عوامل مختلفی دارد که یکی از مهمترین آنها ارتقاء آگاهی و بصیرت است.
آگاهی و بصیرتی که مجاهدت جهادگران انقلابی جهاد تبیین در ارتقاء آن نقش جدی داشت و دارد آن هم در مقابل شدیدترین جنگ شناختی دشمنان.
البته هنوز تا به جا آوردن شکر نعمت عظیم رهبری امام خامنهای عزیز کار بسیار است...