تأملی در نسبت مذاکره با رهبری!

یکی از مسائل مهم مورد مناقشه در خصوص مذاکرۀ با آمریکا این است که آیا این مذاکرات مبتنی بر أمر و دستور رهبری است یا مبتنی بر إذن و اجازۀ ایشان؟

سؤالی که پیش می‌آید این است که اساساً در این مسئلۀ به خصوص چه فرقی بین أمر و دستور رهبری با إذن و اجازۀ ایشان و مسائل مترتب بر آنها وجود دارد؟

تأملی در نسبت مذاکره با رهبری!

جواب: أمر و دستور، پیشینی و با لحاظ جانب حقیقت و واقعیت جهت اقامۀ حداکثری عدالت است لکن إذن و اجازه، پسینی و با أخذ جانب مصلحت جهت دفع أفسد به فاسد می‌باشد!

أفسد در این ماجرا چیست؟ به نظر نگارنده؛ کارشکنی خواص جریان مذاکره با بن‌بست نمایی در حکمرانی و اختلال در نظم داخلی و ناامید کردن مردم است! و فاسد، تجارب تلخ و مضراتی هستند که رهبری نیز در خصوص مذاکرۀ با آمریکا مکرر برشمرده‌اند.

إذن و إجازه به مسئولینی که حتی برخی از روی خیرخواهی لکن خام اندیشانه بر مذاکره با آمریکا اصرار ورزیده و بالاخره بخشی از نخبگان و جامعه را با این ایده و طرح خود همراه کرده‌اند... جهت تجربه و عبرت و رشد...

جهت تأمل ژرف‌تر... یک جا بیاورید که امامین انقلاب اسلامی تأسیساً(أمر) و نه ترجیحاً(إذن) دستور و یا حتی توصیه به مذاکرۀ با آمریکا کرده باشند! هرچه بوده إذن و إجازه بوده است!

خلاصه نباید إذن و اجازۀ رهبری را در این ماجرا أمر و دستور ایشان فهم کرده و یا جا بزنیم! که بعداً نقدها و... متوجه ایشان بشود! البته این به معنای تضعیف مذاکره کنندگان نیست!

۰ نظر
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

پیام خود را بنویسید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی