عزیزانی که در بزنگاههای روشن شدن حقیقت سریعا با وسط گزینی، استدلال و مستندات ناقدان را با برچسب دوقطبی تخطئه میکنید.
مسئلۀ اصلی اساسا شخص دکتر قالیباف نیست! مسئله خط فکری و مدل سیاستورزی است که این شخصیت آن را نمایندگی میکند...
عزیزانی که در بزنگاههای روشن شدن حقیقت سریعا با وسط گزینی، استدلال و مستندات ناقدان را با برچسب دوقطبی تخطئه میکنید.
مسئلۀ اصلی اساسا شخص دکتر قالیباف نیست! مسئله خط فکری و مدل سیاستورزی است که این شخصیت آن را نمایندگی میکند...
(قابل توجه دلسوزان انقلاب خصوصاً حامیان دکتر جلیلی و...)
امیرالمؤمنین علی علیه السلام در تعریف عدالت میفرمایند: «العدل وضع کل شیء فی موضعه و إعطاء کل ذی حق حقه» به عبارت ساده یعنی: «هر چیزی را در جا و جایگاه خودش قرار بدهیم و حق هر صاحب حقی به آن داده شود». این تعریف به وضوح بیان میکند که هر چیزی جا و جایگاهی دارد! که نه تنها مختص خودش بلکه آن چیز یا کس نیز مستحق آن جا و جایگاه است! لذا برای اینکه هر چیزی یا کسی را در جا و جایگاه خود قرار بدهیم باید ابتدا جا و جایگاه آنها را خوب بشناسیم وگرنه ممکن است با قرار دادن چیزی یا کسی در غیر جا و جایگاه خودش خسارتی بیافرینیم که به سادگی قابل جبران نباشد! در ادامۀ حدیث نیز تصریح میکنند که هر حقی صاحبی دارد! و باید حقوق به صاحبان آنها داده شود، پس حق صرفاٌ گرفتنی نیست بلکه دادنی هم هست! ضمناً این تعریف از عدالت و گره زدن وجودی آن به حقیقت بیانگر این است که اساس عدالت بر اصل حقیقت بنا میشود و اصولاً بهرۀ وجودی عدالت از ذات حقیقت است لذا اقامۀ عدالت بدون آگاهی از حق و تبیین حقیقت ممکن نیست.
تبعیت بخشی از مردم جهان از شهوات را به عنوان قدرت جبهۀ باطل حساب نکنیم...
عدم تبعیت بخشی از مردم جهان از عقل را به عنوان ضعف جبهۀ حق حساب نکنیم...
سختی صعود و راحتی سقوط را نیز دلیل بر نادرستی اولی و درستی دومی تحلیل نکنیم...
خلاصه اینکه؛ اهل حقیقت و عدالت بودن لیاقت میخواهد...
رفتارهای بی تکلف وقتی که از آقای پزشکیان و غربگرایان سر بزند، سادهزیستی، اخلاص و شفافیت روایت میشود.
اما همین رفتارها وقتی از امثال آقای جلیلی و انقلابیون سر بزند، حقه بازی، ریاکاری و عوام فریبی روایت میگردد!
افکار عمومی بیشتر متأثر از روایت است تا حقیقت و واقعیت...
رسالت نیروهای فکری تحلیل و بررسی پدیدهها در مقام نظر و تمییز درست از غلط و حفاظت از مقام حقیقت و حدود عدالت است.
آنها نیرویهای عملیاتی میدانی نیستند که در مقام عمل و ناظر به حفظ مصالح اجتماعی با دیگریهای خود، تعامل تاکتیکی بکنند.
امثال دکتر مهدی جمشیدی دستاوردهای انقلاب هستند.