پسا ماجرای فوت مهسا امینی همانند فتنههای دیگر خواهد گذشت اما لکۀ ننگش برای منافقین و احمقها خواهند ماند.
فقط ای کاش این بار مسئولین محترم بفهمند که چگونه فضای ولنگار مجازی تبدیل به زمین حاصلخیزی برای رشد فتنهها شده است و از یک اتفاق، بحران درست میکند.
ضمناً این ماجرا فرصت خوبی برای مسئولین است تا برهم زنندگان امنیت روانی جامعه را شناسایی و مجازات کنند.
ایران مجازی؛ در حال پسرفت، ذلیل و منزوی، دچار فساد سیستمی، عدم آزادی بیان، دچار استبداد و استعمار، واداده و متفرق، درگیر فقر مطلق و در حال فروپاشی است.
ایران حقیقی؛ در حال پیشرفت، عزیز و مقتدر، فقدان فساد سیستمی، آزادی بیان مفرط، دارای آزادی و استقلال، مقاوم و منسجم، دارای رفاه نسبی و در حال ساماندهی است.
آقایان! ولنگاری فضای مجازی یعنی آشوب در فضای حقیقی
طرح صیانت با همه ایراداتی که ممکن است بر آن وارد باشد قطعاً از وضعیت بیقانونی حاکم بر فضای مجازی بهتر است. (ولنگاری فجازی شاهرگ حیات دشمن است)
البته تا زمانی که متولیان طرح صیانت نتوانند با اصلاح و تکمیل و تبیین دقیق از طرحِ صیانت، صیانت بکنند، بعید میدانم با طرح صیانت بتوانند از کاربران صیانت بکنند.
آیا با وجود فضای مجازی ولنگار میشود کارِ اقناعی کرد؟
لانه جاسوسی سابق، سفارت آمریکا بود که در 13 آبان 58 تسخیر شد.
ما الان نه با یک لانه بلکه با لانههای جاسوسی طرف هستیم که صرفاً شکل آنها تغییر کرده اما مأموریتشان همان است.
لانههایی که در بستر فضای مجازی در قالب سایت و پلتفرمهای نا امن فعال هستند.
مسئولین محترم؛ اغلب سلبریتیها گرفتار "مغزهای کوچک زنگ زده" و غرب زده هستند و برخی نیز رسماً اسیر "قلادههای طلا" میباشند لذا هوچیگری و ملامت آنان را اصلاً جدی نگیرید.
جماعتی که "فروشنده" عزت و غیرت هستند، اساساً صلاحیت اظهار نظر در خصوص حقوق کاربران را ندارند.