۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قالیباف» ثبت شده است

مسئله را تنزل ندهید!

کسانی موجب اختلاف و تفرقه‌اند که نه تنها در حال خروج از جبهۀ انقلاب هستند بلکه باعث انحراف نیروها نیز شده‌اند، نه کسانی که نقد می‌کنند!

افراد و گروه‌ها هستند که باید خود را با اصول انقلاب اسلامی تنظیم کنند نه اینکه مختصات جبهۀ انقلاب را با امیال خود تنظیم کرده و فرو بکاهند!

فـرق است بین کسانی که جبهۀ انقلاب را صـرف بقای خودشان می‌کنند با کسانی که خـود را صـرف بقای اصول و آرمان‌های جبهۀ انقلاب اسلامی می‌کنند!

وحدتی تفرقه برچین است که حول اصول و ارزش‌ها باشد نه حول افراد و قبایل سیاسی، کسانی عامل تفرقه هستند که آرمان‌های انقلاب را نادیده می‌گیرند!

مغالطه و فرافکنی نکنید!!

عزیزانی که در بزنگاه‌های روشن شدن حقیقت سریعا با وسط گزینی، استدلال و مستندات ناقدان را با برچسب دوقطبی تخطئه می‌کنید.

مسئلۀ اصلی اساسا شخص دکتر قالیباف نیست! مسئله خط فکری و مدل سیاست‌ورزی است که این شخصیت آن را نمایندگی می‌کند...

اگر حقیقت تبیین نشود عدالت به مسلخ خواهد رفت!

(قابل توجه دلسوزان انقلاب خصوصاً حامیان دکتر جلیلی و...)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام در تعریف عدالت می‌فرمایند: «العدل وضع کل شیء فی موضعه و إعطاء کل ذی حق حقه» به عبارت ساده یعنی: «هر چیزی را در جا و جایگاه خودش قرار بدهیم و حق هر صاحب حقی به آن داده شود». این تعریف به وضوح بیان می‌کند که هر چیزی جا و جایگاهی دارد! که نه تنها مختص خودش بلکه آن چیز یا کس نیز مستحق آن جا و جایگاه است! لذا برای اینکه هر چیزی یا کسی را در جا و جایگاه خود قرار بدهیم باید ابتدا جا و جایگاه آنها را خوب بشناسیم وگرنه ممکن است با قرار دادن چیزی یا کسی در غیر جا و جایگاه خودش خسارتی بیافرینیم که به سادگی قابل جبران نباشد! در ادامۀ حدیث نیز تصریح می‌کنند که هر حقی صاحبی دارد! و باید حقوق به صاحبان آنها داده شود، پس حق صرفاٌ گرفتنی نیست بلکه دادنی هم هست! ضمناً این تعریف از عدالت و گره زدن وجودی آن به حقیقت بیانگر این است که اساس عدالت بر اصل حقیقت بنا می‌شود و اصولاً بهرۀ وجودی عدالت از ذات حقیقت است لذا اقامۀ عدالت بدون آگاهی از حق و تبیین حقیقت ممکن نیست.

دلم برای آقـا سوخت!

چه کسی فکر می‌کرد روزی یک نفر از اردوگاه اصلاحات برای تأیید چند بد سابقه از رهبری هزینه کند و مجلس به اصطلاح اصولگرا آنان را تأیید نماید!

انقلابیونِ حزب الله همواره خود را فدای رهبری می‌کنند و هزینه می‌دهند نه مثل قماش زرد و صورتی که مدام رهبری را خرج دنیای خود می‌کنند.

وفـــــاق در شقاق!

وفاقِ مبتنی بر اشخاص و رویکرد سهامداری حزبی که از تناقض‌های نظری نشأت می‌گیرد قهرا به التقاط و استحالۀ عملی نیز منجر می‌گردد.

آقای پزشکیان نیز که در محل نزاع‌ها و واگرایی‌ها به جای تمسک به شاخص‌ها مدام به بیرون از خود ارجاع می‌دهند عملا شقاق می‌آفرینند.

او نیازمند کمک اورژانسی است!