کسانی موجب اختلاف و تفرقهاند که نه تنها در حال خروج از جبهۀ انقلاب هستند بلکه باعث انحراف نیروها نیز شدهاند، نه کسانی که نقد میکنند!
افراد و گروهها هستند که باید خود را با اصول انقلاب اسلامی تنظیم کنند نه اینکه مختصات جبهۀ انقلاب را با امیال خود تنظیم کرده و فرو بکاهند!
فـرق است بین کسانی که جبهۀ انقلاب را صـرف بقای خودشان میکنند با کسانی که خـود را صـرف بقای اصول و آرمانهای جبهۀ انقلاب اسلامی میکنند!
وحدتی تفرقه برچین است که حول اصول و ارزشها باشد نه حول افراد و قبایل سیاسی، کسانی عامل تفرقه هستند که آرمانهای انقلاب را نادیده میگیرند!
عزیزانی که در بزنگاههای روشن شدن حقیقت سریعا با وسط گزینی، استدلال و مستندات ناقدان را با برچسب دوقطبی تخطئه میکنید.
مسئلۀ اصلی اساسا شخص دکتر قالیباف نیست! مسئله خط فکری و مدل سیاستورزی است که این شخصیت آن را نمایندگی میکند...
(قابل توجه دلسوزان انقلاب خصوصاً حامیان دکتر جلیلی و...)
امیرالمؤمنین علی علیه السلام در تعریف عدالت میفرمایند: «العدل وضع کل شیء فی موضعه و إعطاء کل ذی حق حقه» به عبارت ساده یعنی: «هر چیزی را در جا و جایگاه خودش قرار بدهیم و حق هر صاحب حقی به آن داده شود». این تعریف به وضوح بیان میکند که هر چیزی جا و جایگاهی دارد! که نه تنها مختص خودش بلکه آن چیز یا کس نیز مستحق آن جا و جایگاه است! لذا برای اینکه هر چیزی یا کسی را در جا و جایگاه خود قرار بدهیم باید ابتدا جا و جایگاه آنها را خوب بشناسیم وگرنه ممکن است با قرار دادن چیزی یا کسی در غیر جا و جایگاه خودش خسارتی بیافرینیم که به سادگی قابل جبران نباشد! در ادامۀ حدیث نیز تصریح میکنند که هر حقی صاحبی دارد! و باید حقوق به صاحبان آنها داده شود، پس حق صرفاٌ گرفتنی نیست بلکه دادنی هم هست! ضمناً این تعریف از عدالت و گره زدن وجودی آن به حقیقت بیانگر این است که اساس عدالت بر اصل حقیقت بنا میشود و اصولاً بهرۀ وجودی عدالت از ذات حقیقت است لذا اقامۀ عدالت بدون آگاهی از حق و تبیین حقیقت ممکن نیست.
چه کسی فکر میکرد روزی یک نفر از اردوگاه اصلاحات برای تأیید چند بد سابقه از رهبری هزینه کند و مجلس به اصطلاح اصولگرا آنان را تأیید نماید!
انقلابیونِ حزب الله همواره خود را فدای رهبری میکنند و هزینه میدهند نه مثل قماش زرد و صورتی که مدام رهبری را خرج دنیای خود میکنند.
وفاقِ مبتنی بر اشخاص و رویکرد سهامداری حزبی که از تناقضهای نظری نشأت میگیرد قهرا به التقاط و استحالۀ عملی نیز منجر میگردد.
آقای پزشکیان نیز که در محل نزاعها و واگراییها به جای تمسک به شاخصها مدام به بیرون از خود ارجاع میدهند عملا شقاق میآفرینند.
او نیازمند کمک اورژانسی است!