در این روز و ایام اصلا قصد نگاشتن چنین نوشتهای را نداشتم لکن در همین مدت بسیار بسیار اندکی که از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم و پیروزی آقای پزشکیان گذشته است برخی از اطرافیان و حامیان آقای قالیباف مطالبی را گفتند و مواضعی اتخاذ کردند که به ناچار و مِن باب صیانت از ساحت حقیقت و مقام عدالت نکاتی را به رشتۀ تحریر درمیآورم تا لااقل سیاههای بماند که به قدر بضاعت مانع از تحریف حقیقت و تضییع عدالت باشد.
دستاورد مهم
آراء غربگرایان، قومیتگرایان و امثالهم به کنار... نباید از دستاورد مهم و پیام دقیق و گفتمانی دور اول انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم گذشت.
پیام مهمی که اکثریت غالب بدنۀ اجتماعی پای کار انقلاب صادر کردند این بود که؛ به نسخۀ اصلی گفتمان انقلاب معتقدند نه به نسخۀ التقاطی آن!
هـر چیزی، بـه وقتش
حـق نقد عملکرد آقای قالیباف و حامیان او در این انتخابات برای همگان محفوظ است لکن الان وقت آن نیست لذا بماند برای بعد . . .
این هفته با قید اضطرار و فوریت، زمان تبیین گفتمان انقلاب، تبلیغ دکتر جلیلی، نقد لیبرالیسم و افشای خسارات غربگرایان میباشد.
شاخص یا حـربـه
برخی از خواص اصولگرا و حامیان قالیباف که تئوریسین و علمدار گفتمان صالح مقبول بودند چرا الان در حمایت از اصلح مقبول منفعل و مرددند!؟
گویا مؤلفۀ مقبولیت از ابتدا هم حربهای برای از میدان بدر کردن رقبا بوده است نه یک شاخص مبتنی بر مبانی فکری و یا حتی واقعیتهای میدانی!
مَــحَــک مناظرات!
جناب آقای قالیباف در مقابل پزشکیان و پورمحمدی که مدام حقیقت و عدالت را ذبح میکنند بسیار منفعلانه عمل میکند!
قدرت گرفتن غربگرایان یعنی نابودی کشور و قالیباف کسی نیست که بداند، بتواند یا بخواهد مجاهدانه مقابل آنها بایستد!
او همین است یک محافظهکار! و تکیه بر او هزینهساز است...