علاج ندانستن و نتوانستن جای خود لکن ما الان با خطر نخواستن مواجه هستیم! برخی مسئولین نمیخواهند به انقلاب اسلامی و قانون پایبند باشند!
جاهل را آگاه و ضعیف را کمک میکنیم اما علاج کسی که تمرد میکند هرس است! مسئولیت گرفتن کسانی که به آرمان و قانون پایبند نیستند فاجعه است!
هیچ مـردم و نظامی اینگونه عناصر آلوده که آجرهای فاسد هستند را در معماری حکمرانی خود تحمل نمیکنند، چه رسد آنان را سکاندار نمایند!
ای کاش هر ساله در سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ضمن ارج نهادن به رویشها، ریزشها را نیز بازخوانی و از درون سیستم بزداییم...
وقتی مسئله پذیرفتن امور باشد دوگانۀ تعهد یا تخصص اصولا کاذب است چون اساسا کسی که فرد متعهدی است مسئولیت و کاری که تخصصش را ندارد قبول نمیکند.
مگر در شرایط و مواردی که کلا فرد دیگری نباشد و یا انجام امور توسط غیر ممکن نیست و یا عوامل خارج از ارادۀ فرد مانند جبر و اضطرار در کار باشد.
اما اگر مسئله سپردن مسئولیت و کار به دیگری بود، مثلا وقتی که ما بین دو مدعی که یکی متعهدتر و دیگری متخصصتر است مرددیم چه باید کنیم؟
در اینجا جنس و نوع آن مسئولیت و کار است که تعیین کننده میباشد! به گونهای که در برخی امور تعهد بیشتر اهمیت و اولویت دارد و در برخی امور تخصص بیشتر...
برخی نه فکر میکنند نه تلاش میکنند و نه حتی سرچ میکنند! بعد وقتی به چاه جهل و تنبلی خودشان میافتند بلافاصله میگویند مرگ بر... و...
اینکه همۀ مسئولیتها را متوجه حکومت بکنیم غلط است چون همۀ ما مسئول هستیم؛ برخی در معرض رحمت پیغمبر بودند ولی بدبخت شدند!