ما در ماجرای مذاکره با آمریکا شاهد یک خط اجتهاد مدام توسط جریانی خاص در مقابل نصوص محکم، مکرر، صریح و البته مجرب رهبری هستیم!

جریانی که فلسفۀ وجود سیاسی آن در مرز ایده و طرح مذاکره به پایان می‌رسد و بیرون از این قلمرو دیگر تشخّصی ندارد و بلاتعریف و... می‌شود!

گویا مذاکرۀ با آمریکا برای این جریان خاص طریقیت و هدف ندارد بلکه موضوعیت داشته و عملاً در مشی آنان، مسیر جای مقصد نشسته است!