جریان ضدانقلاب و غربزده مدتی است با سوار شدن بر موج جریان وسط بازان التقاطی دسیسۀ خطرناکی را شروع کرده است!
این دسیسۀ خطرناک مخالف جلوه دادن رهبری با انقلابیون است! که با تحریف سیره و برجسته کردن گزینشی بیانات میباشد.
ادعای ولایتمداری عدالت گریزان آلودۀ اشرافیت، نشانۀ این دسیسه است!
در هستۀ مرکزی و طیفهایی از بدنۀ جریان غیر انقلابی کشور مسئلۀ مدیریت و حکمرانی(ولایت) است که مهم و تعیین کننده میباشد.
این است که آنها حاضرند دلار 90 تومنی، کمبود انرژی، گرانی کالا و... را تحمل بکنند ولی مدیریت و حکمرانی(ولایت) انقلابیون را نپذیرند!
ضعف در کار تشکیلاتی و همچنین فقدان شبکۀ انسانی و تشکیلاتی انقلابیون چشم اسفندیار جبهۀ حزب الله است...
قبایل سیاسی، باندهای فرهنگی و مافیای اقتصادی با زر و زور و تزویر نقطۀ قوت تشکیلاتی و شبکهای ترتیب دادهاند...
اگر نقطۀ ضعف ما نقطۀ قوت دشمن باشد خطر صدچندان است!
تراژدی فقط وقتی که اصلاحات به قدرت میرسد و اصولگرایان سراغ انقلابیون میآیند جهت مقابله با اصلاحطلبان!
همان اصولگرایانی که وقتی خودشان به قدرت میرسند در مواجهه با انقلابیون فرقی با اصلاحطلبان ندارند!
ولی این بار فرق میکند چون شاخصهای اصیل پررنگتر شده است!
درگیر صورت بندیهای کذایی و... چپ-راست، کارگزارانی، اصولگرا-اصلاح طلب، احمدینژادی، اعتدالی و مدلهای نیو و پلاس و... اینها نشوید.
صورت بندی اصیل حولِ انقلابیونِ حزب الله، وسط بازانِ التقاطی و ضد انقلابهای غربگرا در جریان است؛ متحجرین و... هم قابل اعتنا نیستند.