وقتی مسئله پذیرفتن امور باشد دوگانۀ تعهد یا تخصص اصولا کاذب است چون اساسا کسی که فرد متعهدی است مسئولیت و کاری که تخصصش را ندارد قبول نمیکند.
مگر در شرایط و مواردی که کلا فرد دیگری نباشد و یا انجام امور توسط غیر ممکن نیست و یا عوامل خارج از ارادۀ فرد مانند جبر و اضطرار در کار باشد.
اما اگر مسئله سپردن مسئولیت و کار به دیگری بود، مثلا وقتی که ما بین دو مدعی که یکی متعهدتر و دیگری متخصصتر است مرددیم چه باید کنیم؟
در اینجا جنس و نوع آن مسئولیت و کار است که تعیین کننده میباشد! به گونهای که در برخی امور تعهد بیشتر اهمیت و اولویت دارد و در برخی امور تخصص بیشتر...
انتقادها به مجلس یازدهم غالبا در فضای مقایسۀ وضعیت آن با آرمانهای انقلاب است و تمجیدها در فضای مقایسۀ آن با مجالس قبلی میباشد...
انصاف و بصیرت در سیاستورزی یعنی التفات به این دو نگاه و التزام عملی به هر دوی آنها که موجب رفع خطاها و اشکالات و امید آفرینی میگردد...
وقتی برخی دچار کالا پنداری دین الهی و مشتری پنداری بندگان شدهاند و همواره طبق امیال مشتری دین را تقلیل میدهند تا بیشتر بفروشند!
ما باید همچون خمینی، طباطبایی، مطهری، خامنهای، بهشتی و مصباح باشیم و در تبیین معارف و اقامۀ احکام الهی از ملامت احدی نهراسیم.
تشخیص سکوتهایی که خلاف تقوا، بصیرت و مصلحت هستند سختتر از تشخیص سخنهایی است که خلاف تقوا، بصیرت و مصلحت میباشند.
کسانی که روشنگر و مطالبهگر هستند معصوم نیستند لذا گاهی نیز اشتباه میکنند اما کسانی که همواره سکوت میکنند مدام در اشتباه هستند.
اصل اشتباه آنها سکوت مدام آنان است!
همانگونه که عزّت و اقتدار مؤمنین در دستگاه ادراکی طواغیت، تکبر و استبداد معنا و فهم و تفسیر میشود، صبر و مدارای مؤمنین نیز ضعف و ترس معنا و تفسیر میشود.
لذا باید هوشیار باشیم که معیارهای سنجشِ دستگاه محاسباتی دشمن وارد دستگاه محاسباتی ما نشود، وگرنه در جهت تقویت اراده و تکمیل پازل او قرار میگیریم.
بهترین تنظیمگر دستگاه محاسباتی رهنمودهای ولی است.