متحجّرین و غربگرایان علیرغم ضدّیت شدیدی که در مقام نظر با یکدیگر دارند اما در مقام عمل چندان تقابلی با هم نداشته و حتی در مقابلۀ با جریان انقلابی مخرج و رویکرد مشترک نیز پیدا میکنند!
لذا سختی کار انقلابیون دوچندان و جهاد علمی و عملی آنان در دو جبهه است، از یک سو اسیر حماقت متحجّرین و از سوی دیگر درگیر وقاحت غربگرایان هستند...
به عبارت ساده «سادیسم» یعنی تمایل و لذّت بردن از آزار دادن و تحقیر کردن دیگران و «مازوخیسم» یعنی تمایل و لذّت بردن از آزار دیدن و تحقیر شدن توسط دیگران.
اکنون نسبت بین آشوبگران و غربگراها با دشمنان مردم، مازوخیسمی و با هموطنان خود سادیسمی شده است! لذا در مقابل دشمن کرنش و داخل کشور شورش میکنند!
ریشۀ این مخمصه گاهی در قلب و گاهی در اندیشه است.
ای کسانی که 8 سال بر ویرانگری روحانی و غربگرایان چشم فرو بستید و دَم نزدید و حتی حمایت هم کردید!
لطفاً 1 سال هم که شده دندان روی جگر بگذارید، آقای رئیسی و دولتش مشغول آواربرداری آن 8 سال هستند.
از آقای رئیسی هم خواهشمندیم که تا دیر نشده بانیان وضع موجود و رانتیها را از قطار دولت خود پیاده کنند.
خدا قوت آقای رئیسی، با تمام توان به سفرهای بدون تشریفات و مردمی که یک روزه و مختصر و مفید است ادامه دهید.
زخم کاری هشت سالهی اشرافیت و رعیت انگاری مردم عزیز توسط غربگرایان حداقل 80 سفر اینگونه میطلبد تا ترمیم شود.
إن شاء الله شاهد حل برخی نواقص در مرکز هم باشیم.
ماجرای تروریستی قندوز و خفقان سینه چاکان مداخله نظامی ایران در افغانستان به خوبی نشان داد که غربگرایان داخلی اساسا با تفکر و موضع مستقل بیگانهاند و جهان را از دریچه و با عینک رسانههای معاند و ضد انقلاب میبینند و مواضع خود را نیز با آنها تنظیم میکنند.