در یک تقسیم بندی، مدیریت اجرایی و تدبیر امور در 3 سطح، سطح بندی شده است: 1 سطح کاری یا تکنیکی؛ 2 سطح راهکاری یا تاکتیکی؛ 3 سطح راهبردی یا استراتژیک. توان ادراکی و فنی برای هر 3 سطح لازم هستند لکن اهمیت و میزان توان ادراکی و فنی در سطوح مختلف با یکدیگر متفاوت میباشد.
خطر عدول از گفتمان اصلح!
- گزیدهای از بیانات امام خامنهای عزیز در خصوص انتخاب اصلح:[1]
همه منتظرند که بتوانند به آن کسی که مورد علاقه شان است و به تشخیص آنها اصلح است، رأی بدهند. این، چیز خیلی خوب و برجستهای است.
ملت باید تلاش خود را بکند، باید زحمت بکشد و دنبال اصلح بگردد. من مکرّر عرض کردهام که مسأله، مسأله دین و خدا و ادای تکلیف است.
همچنان که اصل انتخابات یک تکلیف الهی است، انتخاب اصلح هم یک تکلیف الهی است. قبلاً هم گفتیم که تفاضل ولو کم باشد، در این قضیه بسیار است.
مردم باید این کار را بکنند و ما هم از خدا میخواهیم و دعا و آرزو میکنیم که خدای متعال دلهای مردم را به سمت نامزد اصلح هدایت کند.
بروید تلاش و تفحّص خودتان را بکنید، اصلح را بیابید و آن کسی را که فکر کردید اصلح است و بین خودتان و خدا حجّت تمام شد، به او رأی بدهید و خاطر جمع باشید که تکلیفتان را انجام دادهاید.
این، آن چیزی است که همه باید به آن توجّه کنند.
ایـن بـار بـایـد فـرق بـکـنـد! وگـرنـه...

میدانیم و میدانند که نبرد قدیمی، تمام عیار و همه جانبهای بین ایران به عنوان علمدار عدالت و آزادی و آمریکا به عنوان پرچمدار ظلم و استکبار همواره در جریان بوده که مدتی است تقابل نیابتی آن وارد مرحلۀ جدیدی شده است و همچنین طبیعی است که بخشهایی از این نبرد آشکار و قسمتهایی نیز به صورت پنهانی در جریان باشد تا جایی که گاهی نه آنها برخی ضربات خود را آشکار(رسانهای) میکنند و نه ما برخی ضربات خود را آشکار میکنیم لکن باید در مقابل صراحت دشمنان در حمله و عدم نگرانی از تبعات آن، قاطعیتی صریح داشته باشیم. البته در کنار عملیات آشکار و قاطع نظامی علیه دشمنان خارجی برای اینکه حساب کار دستشان بیاید و فکر غلطهای اضافه نکنند باید عملیات رسانهای دقیق و گسترده جهت خنثی کردن شبهه و تردید افکنی غربزدههای داخلی نیز داشته باشیم تا مردم را نترسانند و پازل دشمنان را تکمیل نکنند.
تخصص یـا تعهد؟
وقتی مسئله پذیرفتن امور باشد دوگانۀ تعهد یا تخصص اصولا کاذب است چون اساسا کسی که فرد متعهدی است مسئولیت و کاری که تخصصش را ندارد قبول نمیکند.
مگر در شرایط و مواردی که کلا فرد دیگری نباشد و یا انجام امور توسط غیر ممکن نیست و یا عوامل خارج از ارادۀ فرد مانند جبر و اضطرار در کار باشد.
اما اگر مسئله سپردن مسئولیت و کار به دیگری بود، مثلا وقتی که ما بین دو مدعی که یکی متعهدتر و دیگری متخصصتر است مرددیم چه باید کنیم؟
در اینجا جنس و نوع آن مسئولیت و کار است که تعیین کننده میباشد! به گونهای که در برخی امور تعهد بیشتر اهمیت و اولویت دارد و در برخی امور تخصص بیشتر...
تکلیف گرایی یـــا نتیجه گرایی؟
ما در مسئلۀ تکلیف گرایی یا نتیجه گرایی با یک دوگانه نمایی کاذب مواجهه هستیم! چون حقیقتاً عمل به تکلیف همواره متضمن نتیجۀ درست است...
دوگانه صحیح فی مابین نتیجۀ اُخروی و نتیجۀ دنیوی در جریان است که آن هم با توجه به اصالت نتیجۀ اُخروی، تکلیف گرایی متضمن آن خواهد بود...
ناگفته نماند که؛ توجه به نتیجۀ دنیوی در تکلیف گرایی به شدّت مورد تأکید هست لکن در تعارضش با نتیجۀ اُخروی است که ساقط شده و کنار میرود...
دفع افسد به فاسد هم یک تکلیف است لکن تکلیف ثانویه نه تکلیف اولیه! لذا تکلیف اولیه دفع فاسد و افسد با اصلح است! که هرگز نباید رقیق شود...